سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

1. وضعیت حال جامعه مدرسین چیست؟ همان طور که می دانیم، ملاک وضعیت حال افراد و نهادها است، و همان طور که یک فردی ممکن است که نسبت به مواضع اصیل ولیّ فقیه و اسلام تقویت یا تضعیف یا حتی منحرف شود، نهادها هم ممکن است که تقویت یا تضعیف شوند. بنابراین، معیار ارزشمندی هر نهادی، وضعیت حال آنان است و بس. یعنی اگر در روزگاری یک نهادی اسباب تمجید امام و رهبری را فراهم آورد، باید در همان روزگار و تا زمانی که دلیلی بر خلاف آن نداریم، آن را مبنا قرار بدهیم. اما معمولا افراد و نهادهای انقلابی، اگر نابتر از پیش عمل کنند، معمولاً دچار تبلیغات مسموم از سوی ضد انقلاب می شوند و بنابراین ضروری است که رهبری نیز دائماً  حمایت خود را تیزتر و تکرار شدنی تر کند. این امری کاملا منطقی است. اکنون اگر عملکرد برخی سبب آسیب دیدن وجهه یک نهادی شد، و ولیّ فقیه نیز حمایت های برنده از وضعیت فعلی آن نهاد نکرد، می توان به نتایجی رسید. نمونه این سیره عقلایی را می توان در حمایتهای تیز و گفتمانی رهبری در دولت نهم و کم شدن این حمایتها و تیزی آن در دولت دهم و همزمان با زاویه گرفتن دولت از تراز خودش سراغ گرفت.

2. اشتباه بزرگ جامعه مدرسین در انتخابات مجلس سال 90 بسیاری از بزرگان جبهه متحد اصولگرایان گفته اند که جبهه متحد اصولگرایان، مورد تایید جامعتین (جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران) است واین امر را یک امتیاز انحصاری برای جبهه متحد برشمرده اند؛ و حتی ادعا کرده اند که لیست نامزدهای جبهه متحد اصولگرا هم مورد حمایت جامعتین می باشد؛ طبعا به دلیل حسن اعتماد مردم به جامعه مدرسین ممکن است برخی از مردم شریف به همین دلیل به لیستی رای بدهند که بزرگان جامعه مدرسین هم اعلام کرده اند که مورد حمایت جامعه مدرسین است.  نمونه هایی از این ادعاهای اشتباه:  حسینی بوشهری در خبرگزاری فارس،  ابوترابی فرد در سایت جبهه متحد، منوچهر متکی در  همشهری آنلاین، کازرونی امام جمعه کرج در  خبرگزاری مهر، سایت تبیان: اهمیت حمایت جامعتین از جبهه متحد! دری نجف آبادی در سایت جبهه متحد و ... .

3. اثبات یک اشتباه بزرگ و تعیین کننده: هر کس ادعایی دارد، باید آن را اثبات کند، مثلا اگر کسی می گوید که جامعه مدرسین اصلح بودن وی را تایید کرده است، باید سند داشته باشد، برای مثال جامعه مدرسین، طی بیانیه ای رسمی، دو نفر را برای نمایندگی قم به مردم معرفی کرده است؛ این فرایند مبتنی بر رای گیری بوده است و بیانیه آن نیز، با مهر و امضاء جامعه مدرسین در سطح شهر قم قابل رویت است؛ همچنین متن بیانیه، در پایگاه رسمی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم موجود است.

3 ـ 1. جبهه متحد سند و دلیلی برای ادعای بزرگش ندارد: هنگامی که با ادعای بزرگی مثل وجود نماینده جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جبهه متحد اصولگرایان مواجه می شویم، هیچ سندی در پایگاه رسمی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مزین به مهر جامعه مدرسین که گویای نظر جامعه مدرسین باشد، دیده نمی شود؛ براستی اگر سندی هست، کجاست؟

3 - 2. دلیلی بر ضد ادعای یاد شده موجود است: حجت الاسلام و المسلمین بی ریا، مسوول دفتر جامعه مدرسین در گفتگو با رجانیوز، صراحتا وجود نماینده ای از سوی جامعه مدرسین در گروه موسوم به 7+8 را تکذیب کرده، می گوید: «... شخص آیت‌الله یزدی و آیت‌الله مهدوی کنی نماینده دارند و این سازوکار کاملاً از جامعه مدرسین مستقل است .... شورای عالی جامعه مدرسین هم رأی نداد که این مسئله [حضور دو نماینده در گروه 7+8] تحت عنوان اسم جامعه مدرسین انجام شود.»

3 - 3. استناد اشتباه جبهه متحد برای اثبات حمایت جامعه مدرسین از جبهه متحد و از لیست آن: اگر به سخنان آقایانی که می گویند جامعه مدرسین در گروه 7+8 نماینده دارد، نگاه شود، هیچ کس نگفته است که در جامعه مدرسین رای گیری شده است و اکثر افراد به حضور دو نماینده جامعه مدرسین در 7+8 رای داده اند و جامعه مدرسین در این زمینه تصمیمی گرفته و بیانیه ای صادر کرده است. بلکه تنها چیزی که می گویند، این است که آیت الله یزدی در گروه 7+8 نماینده دارد، یا اینکه آیت الله یزدی از لیست جبهه متحد حمایت کرده است. و مسلم است که نظر آیت الله یزدی، نظر ایشان است نه نظر جامعه مدرسین.

3 - 4. به این دلیل نظر آیت الله یزدی، نظر جامعه مدرسین نیست: علاوه بر آنکه منطقا چنین مساله ای روشن است، برای روشن تر شدن آن، یک نمونه می آوریم. جامعه مدرسین برای معرفی نامزدهای مورد نظر خود در حوزه انتخابی قم، اقدام به رای گیری کرد. آقایان لاریجانی و آشتیانی رای لازم را آوردند و این مصوبه مهر و امضاء شد و به صورت رسمی هم در سایت جامعه مدرسین قرار گرفت. اما آقای ذوالنوری و بنایی رای نیاوردند و بنابراین معرفی هم نشدند. با این حال، به گزارش خبرگزاری رسا، آیت الله یزدی رئیس جامعه مدرسین، طی دستنوشته ای اعلام کرد که نامزد اصلح از نظر وی، آقای ذوالنوری است و این دست نوشته هم در سطح شهر پخش شد. پس دقیقا متوجه می شویم که نظر آیت الله یزدی، غیر از نظر جامعه مدرسین است. تصویر نظر آیت الله یزدی درباره اصلح بودن آقای ذوالنوری:

3 - 5. آیا بنای آیت الله یزدی بر تکذیب نسبت های غیرواقعی به جامعه است؟ شاید برخی بگویند که آیت الله یزدی و سایر اعضای جامعه مدرسین، مسوولیتی در قبال تکذیب ادعاهای دروغ مبنی بر حمایت جامعه مدرسین از افراد را ندراند و کار بر عهده مسوولین اجرایی انتخابات یا شورای نگهبان است. ضمن اینکه چنین ادعایی اشتباه است، یک نمونه از اقدام آیت الله یزدی به تکذیب این قبیل ادعاها را نشان می دهیم. در پی انتشار وسیع یک عکس تبلیغاتی که اشاره به حمایت جامعه مدرسین از جناب بنایی داشت، و متاسفانه توسط حزب موتلفه قم توزیع شده بود، ایت الله یزدی در موضعگیری سریعی، آن تکذیبکرده، پیگیری امر را بر عهده نهادهای اجرایی می سپارند. پس هم باید دلیل و مدرکی بر حمایت از نامزدی باشد و هم اگر نباشد آقایان خود را موظف می دانند که ادعای حمایت را تکذیب کنند و حتی تهدید به پیگیری مراجع قضایی نمایند.

4. یک ابهام جدی: این میان، ابهامی جدی وجود دارد و آن هم بیانیه ای است که خبرگزاری فارس منتشر کرده است که به امضای آیات بزرگوار، محمد یزدی و محمد رضا مهدوی کنی رسیده است ولی در آن عبارت تعجب برانگیزی دیده می شود:

«پس از ماه‌ها اینک فهرست انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایی قطعی ارائه شده است. این فهرست محصول عقل جمعی و اضلاع تشکیل دهنده جبهه می‌باشد. لذا جامعتین، جمع بندی دیدگاه‌های اضلاغ اصولگرایی را که در فهرست تبلور یافته است تایید می‌نماید و در تهران و شهرستان‌ها به این به این فهرست به طور کامل رای خواهد داد.» الف. کلمه "قطعی" که صفت فهرست است یا صفت اصولگرایی؟ این اشتباه فاحش در نگارش محصول همفکری دو آیت الله بزرگ است یا عجله و انشای دیگران در کار بوده است؟ بر اساس تحقیقات بنده، جامعه مدرسین هرگز چنین بیانیه ای را در دستور کار، رای گیری و ابلاغ نداشته است و اینکه چرا بیانیه آیت الله یزدی به اسم جامعه مدرسین صادر شده و آن طور که گفته می شود، ایشان آن را امضاءکرده اند، سوالی است که شاید در آینده، پاسخش روشن شود.

5. امتداد یک خطا تا کجا؟ دیروز این اشتباه خطیر در انتخابات مجلس رخ داد، امروز در حال تکرار در انتخابات ریاست جمهوری است و فردا شاید در انتخابات خبرگان و یا انتخاب شخص رهبری رخ دهد. دلسوزان نظام فکری بردارند! اعضای دلسوز و باتقوای جامعه مدرسین فکری بردارد. مسیر مناسبی در پیش گرفته نشده است. برخی از اعضای دلسوز جامعه مدرسین بیان کردند که شکل گیری جلسه رسمی جامعه مدرسین دست کم باید 17 نفر از 54 نفر اعضا حاضر باشند. در جلسه ادعایی که انتشار اخبار ضد و نقیض آن اسباب دلخوشی و ستقبال رسانه های بیگانه و ضد انقلاب شد، کمتر از 17 نفر بودند و جلسه رسمی شکل نگرفته است. از هیمن 17 نفر نیز تعدادی به ولایتی رأی نداده اند و برخی هم رأی شان پس از مناظره سوم و  مشاهده مواضع، اطلاعا و اخلاق خاص ولایتی، تغییر نظر داده اند. آیا به صلاح جامعه مدرسین است که این اخبار عجیب از مجرای رسانه های غیرمرتبط منتشر شود و اسبا خوشحالی و استقبال نیروهای چپ داخلی و برخی از رسانه های ضد انقلاب غربی در حمایت جامعه مدرسین از ولایتی فراهم آورد؟ به هر حال جدیدترین و کاملترین و تیزترین حمایت برای راهنمایی مردم به سمت یک مرجع بصیرتی، علمی و معنوی، علامه مصباح است نه گروهی که عملکرد ضعیف شان اسباب استقبال رسانه های ضد انقلاب و لیبرال دموکرات شده است.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً


نوشته شده در  سه شنبه 92/3/21ساعت  10:4 صبح  توسط علی هجران 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

این مطلب، ادامه مطلب قبلی وبلاگ است که پیرامون انتخاب نامزد اصلح می باشد. هرچند با توجه به سومین مناظره کاندیداها، برای کسانی که تعصبی نداشته باشند، تقریبا نامزد اصلح مشخص شده است و بعضی از دوستان بنده نیز که رأیشان مردد بین دکتر ولایتی و دکتر جلیلی و آقای قالیباف بود، به سمت دکتر جلیلی گرایش پیدا کردند. نقدهای دکتر جلیلی بر آقای ولایتی مشخص کرد که آقای ولایتی بر مبنای اطلاعات غیر دقیق و ناصحیح خود، برنامه های سیاست خارجه خود را پی ریزی کرده بود. ولی باز هم برای دوستانی که مقداری تردید دارند، لینک هایی از نقد دکتر ولایتی و آقای قالیباف و بعضی کاندیداهای دیگر میگذارم تا انشاءالله به سمت انتخاب فرد صالح تر و دارای نقص کمتر که همان دکتر جلیلی عزیز می باشد برویم.

اما نکته ای که در مطلب قبلی از آن غفلت شد، معرفی تفکرات و مبانی دینی و برنامه ها و ویژگی های دکتر جلیلی است. لذا در همین زمینه از شما دعوت میکنم که حتما  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک و مطالعه کنید.

اما پیرامون نقدهایی جدید بر دکتر ولایتی عزیز نیز  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک و مطالعه کنید.

در ضمن باید عرض شود که آقای ولایتی فرموده بودند که ما حق غنی سازی هسته ای را حفظ کرده و در عین حال آن را به گونه ای هدایت می کنیم که تحریم ها برداشته شود؛ این سخن ایشان توسط آیت الله مصباح نقد شد که عملا چنین چیزی امکان ندارد که ما هم عزت هسته ای خود را حفظ کنیم و هم دشمنان ما تحریم ها را بردارند. دکتر جلیلی هم در آخرین مناظره پاسخ این ادعای ناصحیح دکتر ولایتی را دادند که برای مطالعه متن مناظره دکتر جلیلی و دکتر ولایتی حتما اینجا را کلیک کنید. نکته ای که در سخنان آقای جلیلی در این مناظره، شاید خیلی خوب بیان نشد این است که وقتی رهبری سخنان آقای ولایتی درباره مذاکرات آلماتی را شنیدند، فرمودند چرا آقای ولایتی این حرفها را میزند که حرفی خلاف(خلاف واقع) است. (به همان متن مناظره مراجعه کنید.)

نکته دیگر آنکه انرژی هسته ای به فرموده رهبری بهانه ای است برای تحریم ها وگرنه قبل از بحث انرژی هسته ای هم ما را تحریم میکردند؛ بنابراین بنظر میرسد این حرف دکتر ولایتی صحیح نیست که میتوان در عین حفظ عزت کشور در بحث هسته ای، تحریم ها را از میان برداشت، زیرا در صورتی که بخواهیم تحریم ها را برداریم، بعید است بتوان عزت کشور را حفظ کرد و بناچار باید در زمینه هسته ای عقب نشینی کنیم. و اگر هم بخواهیم واقعا عزت کشور را حفظ کنیم، تحریم ها برداشته نمی شود، چنانکه اساسا تحریم ها بهانه است.

نکته دیگری که آقای ولایتی فرموده بودند اینست که ما دایره اصولگرایی را وسیع میدانیم و به جمع خاصی محدود نمی کنیم. یعنی معیار برای دایره اصولگرایی، تمام کسانی هستند که به قانون و نظام و ولایت فقیه در قول و عمل پایبند باشند. خب این سخن ایشان خیلی واضح نیست، اگر بخواهیم کسانی که واقعا به نظام و مبانی اسلامی و ولایت فقیه در قول و فعل پایبند هستند را بشماریم، دایره وسیعی شکل نمی گیرد و بسیاری غربال می شوند، و اگر بخواهیم دایره وسیع باشد و بسیاری از افراد اصلاح طلب را هم شامل بشود (کما اینکه خود آقای ولایتی گفته بودند که از تمام سلیقه ها در دولتشان استفاده میکنند)، بنابراین معیار ما برای دایره اصولگرایی تغییر کرده است، زیرا مسلما درباره بسیاری از افراد اصلاح طلب نمیتوان گفت که در قول و فعل به نظام و مبانی اسلامی و ولایت فقیه پایبند هستند.

همچنین پیرامون نقدهایی جدید بر آقای قالیباف عزیز نیز  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک و مطالعه کنید.

همچنین پیرامون نقدهایی بر آقای روحانی و آقای عارف نیز  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک و مطالعه کنید.

در پایان باز هم این نکته را متذکر می شوم که منظور بنده، تعریف مطلق از دکتر جلیلی و نقد مطلق از سایرین نیست، همچنانکه محتوای نقدهای مذکور را صد در صد تایید نمیکنم، ولی هدف ما آن بود که از میان صالح و صالح تر، صالح تر را انتخاب کرده؛ و از میان ناقص و ناقص تر، فرد دارای نقص کمتر را انتخاب کنیم.

و الله هو الهادی

یا حق

http://baerfan.blogfa.com/post/242 : منبع 

 


نوشته شده در  سه شنبه 92/3/21ساعت  9:56 صبح  توسط علی هجران 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنظرم فتنه و آزمایش الهی که در این انتخابات در حال شکل گیری است و بصیرت خاص خود را می طلبد، این است که بعضی از دوستان و علاقه مندان به ارزشهای اسلامی و انقلابی، بدلیل عملکرد نامطلوب دولت فعلی در سالهای اخیر، ترجیح داده اند که از نامزدهایی همچون دکتر جلیلی که دغدغه جدی در اجرای امور طبق مبانی اسلامی دارند رو برگردانده و به نامزدهای "معتدل" همچون ولایتی و قالیباف رو بیاورند. یا اینکه تعداد کمی از دوستان، بصورت کلی از نامزدهای اصولگرا چشم پوشیده و به نامزدهای اصلاح طلب رو آورده اند.

این عده از دوستان فکر میکنند که دلیل مشکلات بوجود آمده، مبانی و تفکرات افراطی دکتر احمدی نژاد بود که ما را به این وضعیت دچار کرده است؛ لذا باید به تفکرات معتدلتری همچون ولایتی یا قالیباف رو بیاوریم تا دوباره دچار مشکلات فعلی نشویم.

از طرفی هم این عده  ترس آن دارند که نامزدهایی مثل جلیلی دچار همان مشکلات احمدی نژاد و انحراف اطرافیان شود، لذا از ابتدا خیال خود را راحت کرده و نامزد اصلح را با احتمالاتی خیالی کنار می گذارند. میگویند همین آیت الله مصباح که آنطور از دکتر احمدی نژاد دفاع کرد، حالا آمده و از دکتر جلیلی دفاع میکند و عاقبت احمدی نژاد، ما را از عاقبت جلیلی میترساند.

عده ای از این دوستان هم بحث سابقه اجرایی نداشتن دکتر جلیلی را مطرح کرده و سابقه قالیباف و ولایتی را تضمینی برای کارآمدی آنها تلقی میکنند.

در ادامه نکات و لینکهایی مرتبط با این اشکالات را خدمت دوستان ارائه میکنم.

یک. اگر تشخیص دادیم که از لحاظ مبانی تفکرات اسلامی بقیه دچار اشکالاتی هستند و تنها یک نامزد هست که تفکراتش به مبانی اسلامی نزدیک تر است، یقینا باید از او دفاع کرده و به او رأی دهیم. چون کسانی که در مبانی تفکراتشان نقصهایی وجود دارد و لو اینکه سابقه اجرایی خوبی هم داشته باشند، این قدرت اجرایی را در راستای همان تفکرات ناقص بکار می گیرند و نه تنها این قدرت اجرایی به درد کشور اسلامی نمی خورد، بلکه ضرر دارد، زیرا مجرایی می شود برای بروز ضد ارزشها در کشور؛ همچون ربا و توسعه غربی و افت فرهنگی و از دست دادن عزت کشور و دوری از آرمانهای اصیل اسلامی و... .

در ادامه لینکهایی به منظور نقد تفکرات بعضی از نامزدهای محترم آمده است. بنده محتوای این نقدها را صد در صد تایید نمیکنم و بدیهی است که دکتر جلیلی را هم بدون عیب و نقص نمیدانم، ولی این نقدها برای به فکر فرو رفتن خوب است تا از میان صالح و صالح تر (و به عبارتی ناقص و ناقص تر)، فرد صالح تر (و به عبارتی فرد ناقص) را انتخاب نماییم نه فرد ناقص تر را؛ و تصور نکنیم تنها دکتر جلیلی است که ممکن است نقص هایی داشته باشد.

برای آشنایی با بعضی نقص ها در مبانی فکری دکتر ولایتی،  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک کنید.

برای آشنایی با بعضی نقص ها در مبانی فکری  آقای قالیباف،  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک کنید.

( همچنین برای آشنایی با بعضی نقص ها در مبانی فکری آقای روحانی و آقای عارف،  اینجا و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک کنید. البته تفاوتهای مبانی فکری اصلاح طلبان و اصولگرایان، و نزدیکی مبانی اصولگرایان به مبانی اسلامی بر کسی پوشیده نیست، لذا دوستان را به تفکرات و عملکردهای دولت اصلاحات و سازندگی ارجاع می دهم و از اطاله سخن درباره آن خودداری میکنم. ضمن آنکه آقایان روحانی و عارف هنوز نیامده از بازگرداندن آقای خاتمی و آقای هاشمی و بالتبع همان حامیان و تفکرات مشکل دار به صحنه اداره کشور سخن می گویند. )

دو. حمایت علما و بزرگان و متخصصین کشور از دکتر جلیلی، برای هر انسان سلیم النفسی اطمینان می آورد. در ضمن باید بدانیم که خود این بزرگان و متخصصین بیش از ما مواظب هستند که دوباره اشکالات احمدی نژاد تکرار نشود، پس نباید بگوییم چون حامیان امروز جلیلی، همان حامیان دیروز احمدی نژاد هستند، پس نمیتوان اطمینان کرد؛ ملاک حال فعلی افراد است.

اسامی بعضی حامیان جلیلی تا به امروز: آیت الله مصباح یزدی، آیت الله خزعلی، آیت الله فیاضی، آیت الله رجبی، آیت الله کعبی، استاد آقاتهرانی، استاد پناهیان، استاد میرباقری، استاد طاهزاده، آقای داوودی، آقای میرکاظمی و... .

سه. ملاک حال فعلی افراد است و آیت الله مصباح و دیگران، در سال 84 و 88 طبق حال آنوقت احمدی نژاد او را اصلح تشخیص دادند، کما اینکه تعریف ها و حمایت های بزرگ رهبری از آقای احمدی نژاد بر کسی پوشیده نیست. ولی هیچکس علم غیب ندارد که عاقبت افراد چه میشود و نمیتوان به بهانه اینکه تخیل میکنیم شاید دکتر جلیلی هم در عاقبت دچار اشکالاتی شود، پس دست از حمایت اصلح برداریم و به غیر اصلح روی بیاوریم، زیرا اگر آقای جلیلی که فعلا به صحت مبانی فکری او اطمینان داریم، در معرض احتمال مشکل دار شدن باشد، به طریق اولی کسانی همانند آقای قالیباف و دکتر ولایتی که از الان نقص هایی در تفکراتشان دیده می شود، در معرض این احتمال هستند. اساسا باید دانست که مشکل احمدی نژاد هم خیلی در تفکرات و مبانی نبود، بلکه در شیوه اجرایی کردن آن تفکرات بود و این ربطی به اشتباه بودن تفکر اصولگرایی ناب ندارد. و بر فرض اشتباه بودن تفکرات احمدی نژاد، هر جا نقص و اشکالی در تفکرات ایشان دیده شود، بخاطر آنست که به تفکرات غلط اصلاح طلبی نزدیک شده است. به هرحال در این زمینه،  اینجا  را کلیک کنید.

چهار. اما در رابطه با انتساب دکتر جلیلی به دولت و حلقه انحرافی،  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا را کلیک کنید.

پنج. اما در رابطه با سابقه اجرایی و برنامه اقتصادی نداشتن دکتر جلیلی باید دانست که اساسا دکتر جلیلی معتقد است که ما از لحاظ برنامه های اقتصادی نقصی نداریم و همان قوانین مصوب کشور در حوزه اقتصاد اگر صحیح اجرا بشود مشکلی باقی نخواهد ماند، لکن سخن در شیوه اجرای آنست و هرجا که در ساختارها و شیوه اجرایی از مبانی اسلامی و انقلابی فاصله گرفتیم، دچار مشکلات اقتصادی شدیم. همچنین باید دانست که مشکلات مهم اقتصادی کشور در شورای عالی امنیت بررسی و حل می شود. با این حال برای اطلاع بیشتر،  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  و  اینجا  را کلیک کنید.

نکته پایانی:

رهبر معظم انقلاب: معیار اصلی آنست که کسانی سر کار بیایند که همتشان بر « حفظ عزت » و « حرکت کشور در جهت هدفهای انقلاب » باشد.

والله هو الهادی

یا حق

منبع: http://baerfan.blogfa.com/post/241


نوشته شده در  سه شنبه 92/3/21ساعت  9:53 صبح  توسط علی هجران 
  نظرات دیگران()

تعجب از حجت الاسلام دکتری است که حرفش نه با بدیهیات فقه اسلام سازگار است و نه با الفبای حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران! و جالب است که این جناب، دکترای حقوق و حجت الاسلام و المسلمین هم خطاب می شود؛ تازه عضو خبرگان رهبری هم هست!!!

زن از منظر اسلام: از منظر اسلام، جهاد زن، همسری و مادری کردن است نه کارگری و منشی گری برای یک شرکت یا اداره؛ این الگویی است که سرور زنان عالم حضرت زهرا سلام الله علیها به مسلمانان نشان داده است. امام خامنه ای در تاریخ 21 اردیبهشت 92 سخنانی می گوید:

ضرورت نهضت بیداری زنان در نگاه امام خامنه ای: «در زمینه این نهضت - باید گفت نهضت بیدارى در زمینه مسائل مربوط به زنان - واقعاً هیچ نبایستى ما تعلّل کنیم، توقّف کنیم؛ بین راه درنگ نباید کرد. با وجود اینکه این گفتمانِ کامل و مفید و قانع‌کننده را از اسلام در اختیار داریم، امّا عملاً خودمان را در موضع انفعال قرار دادیم در مقابل گفتمان غربى در مورد زن. ... گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لکن دو جزء در آن برجسته است: یکى مردواره کردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یک بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یک بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یک بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن. این مسئله‌ى فمینیسم و این چیزهایى که امروز در دنیا رایج شده، همه در واقع فراورده‌هاى آن گفتمان غربى است که در نهایت کار به اینجاها میرسد. مردواره کردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند که مشاغل گوناگونى که با ساخت جسمى و عصبى و فکرى مرد سازگارتر است را بکشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یک افتخار براى زن و یک امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول کردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میکنیم که فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى کشور داریم. اشتباه نشود، از اینکه این بانوان در این مناصب اجرایى باشند من هیچ مشکلى ندارم؛ یعنى منع نمیکنم، نفى نمیکنم، ایرادى هم برایش قائل نیستم - فرض کنید وزیر بهداشت ما یک خانم بود، یا معاونین رئیس‌جمهور مثلاً یا بخشهاى مختلف در بینشان بانوان هستند، این از نظر من اشکالى ندارد - آنچه اشکال دارد، افتخار به این است؛ که ما به رخ دنیا بکشیم که ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد. ...  افتخار به اینها خوب است؛ امّا افتخار به اینکه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است. مگر بنا بوده ما کارهاى مردانه را به زنها بدهیم؟».

حرف فمینیستی حسن روحانی در مناظره 10 خرداد 92: نامبرده در مبحث عدالت گفت: «مخصوصا بیکاری امروز در میان زنان خیلی زیاد است شصت و شش درصد افراد بین بیست تا بیست و نه سال زنان امروز جزو افرادی هستند که بیکار هستند عدالت باید در تمام امکانات کشور، ما مشاهده بکنیم یکی از راه های آن این است که در امکاناتی که در کشور وجود دارد از لحاظ فرهنگی از لحاظ اجتماعی از لحاظ اقتصادی، همه احساس کنند به طور برابر دارند از این امکانات استفاده می کنند».

 

اسلام  و حقوق مدنی ایران در تضاد با حرف حسن روحانی است: اسلام می گوید که وظیفه نفقه و خرج خانواده بر عهده مرد است. روشن است که عدالت در این نیست که فرصت های شغلی را به تساوی بین مرد و زن تقسیم کنیم. زیرا وظیفه زن دادن مخارج خانواده نیست، ولی وظیفه مرد هست. 

منبع: http://baharbia.blogfa.com/post-600.aspx


نوشته شده در  یکشنبه 92/3/12ساعت  9:54 صبح  توسط علی هجران 
  نظرات دیگران()

امام راحل در نامه معروف 6 فروردین 68، خطاب به منتظری، با قسم ابعادی از تاریخ را روشن می کند: «واللَّه قسم! من از ابتدا با انتخاب شما [منتظری] مخالف بودم[1]... واللَّه قسم! من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ... واللَّه قسم! من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم». امام در ادامه می نویسد: «تاریخ اسلام پُر است از خیانت بزرگانش به اسلام». با روشن شدن نقش هاشمی در قائم مقامی منتظری و نخست وزیری بازرگان، منتظر روشن شدن نقش دوستان در ریاست جمهوری بنیصدر هستیم.

امام همچنین در نوشته مهمی که در 3 اسفتند 67 به نام منشور روحانیت، منتشر کرد، به ماجرای اصرار دوستان در مسأله بازرگان اشاره کرده است: «من امروز بعد از ده سال از پیروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى‏کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهى که عقیده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته‏اند، اشتباهى بوده است که تلخى آثار آن به راحتى از میان نمى‏رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روى کار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزى کمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حرکت به سوى امریکاى جهانخوار قناعت نمى‏کنند، در حالى که در کارهاى دیگر نیز جز حرف و ادعا هنرى ندارند». صحیفه نور، ج 21، ص 286.

جناب هاشمی در خاطراتی از معرفی بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، در کتاب «انقلاب و پیروزی» چنین می نویسد: «در انتخاب مهندس بازرگان جدای از آن ملاحظه امام، با مشکلی برخورد نکردیم. ما پیشنهاد دادیم، امام پذیرفتند و حکم دادند». جناب هاشمی از همکاران خود در ماجرای تنظیم حکم نخست وزیری بازرگان پرده بر می دارد: «متن حکم نخست وزیری آقای بازرگان را که پس از تعیین کلیات آن توسط امام، با مشورت آقایان بازرگان، مطهری، من، مهدوی کنی، دکتر ید اله سحابی، دکتر ابراهیم یزدی و چند نفر دیگر تنظیم شده بود، حسب دستورامام، توسط من، در جمع انبوه خبرنگاران و شخصیتهای داخلی و خارجی حاضر در مدرسه علوی در عصر دوشنبه 16 بهمن 57 به شرح زیر قرائت شد:

بسم الله الرحمن الرحیم. جناب آقای مهندس بازرگان! بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، ... به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی و ملی دارم، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص، مامور تشکیل دولت موقت می نمایم ... . روح الله الموسوی الخمینی؛ 15 بهمن 57. صحیفه نور، ج 6، ص 54 و 55. هاشمی ضمن اشاره به اینکه از نخستین روز ورود امام، مهمترین بحث، تعیین نخست وزیر و دولت موقت بود می گوید: «... ما به عنوان اعضای شواری انقلاب، پس از بحث و بررسی موضوع در جلسه 14بهمن 57، مهندس مهدی بازرگان را پیشنهاد دادیم. امام ملاحظاتی داشتند و از جمله می فرمودند اینها حزبی اند و ایشان نمی خواستند به این وسیله، حزب را تایید کنند. اما سرانجام با این شرط که حکم را به شخص ایشان و بدون در نظر گرفتن سوابق حزبی بدهند، پیشنهاد شورا را پذیرفتند و این مطلب را نیز در متن حکمشان آوردند». هاشمی سپس چنان حرف می زند که انگار امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران باید ممنون بازرگان و تحفه پیشنهادی جناب هاشمی باشند: «مرحوم مهندس بازرگان هم آن موقع فداکاری کرد که پیش از اینکه دولت بختیار سقوط کند، این حکم و مسئولیت را پذیرفت . ممکن بود خطر عمده ای برای ایشان هم باشد .آن روزها ، واقعاً فضای فداکاری حاکم بود». جناب هاشمی سپس به نهایت توجه خود به جناب بازرگان اشاره می کند و می گوید: «در همین جلسه و پس از انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری، من به نشانه تهنیت یک جلد کلام الله مجید به ایشان هدیه کردم، که آقای بازرگان هم آن را بوسید و بردیده نهاد. بعداً روزنامه ها،این هدیه را، "نخستین هدیه به نخست وزیر دولت انقلاب" نامیدند». پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، 14بهمن 91.

*********************************************

 

1. آقای ری شهری در صفحه 16 و 17 کتاب سنجه انصاف، می‌نویسد: «آیت الله محمدی گیلانی ... گفت: "یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25 تیر 64)، من ضمن تماس با دفتر امام (ره) کتباً از ایشان درخواست ملاقات کردم. ... خدمتشان رسیدم. گفتم: فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود‏، خواستم به عرض‌تان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود! ... امام قدری فکر کرد و فرمود: احمد نیست؛ می‌شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعد از ظهر من ایشان را ببینم؟ ... رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم ... فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد. آقای محمدی گیلانی اضافه کرد که پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعد از ظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن! گفتم چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم. امام فرمود: نه! یکی از دوستان آمده و چنین گفته! گفتم: ما اعلام کرده‌ایم. نمی‌شود!».

منبع: http://baharbia.blogfa.com/post-531.aspx


نوشته شده در  شنبه 92/3/11ساعت  7:0 عصر  توسط علی هجران 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
عدم زیارت حضرت عبدالعظیم در هفته=جفا
استفاده ابزاری از کلمه مقدس (قائم)
فاصله زنان و مردان در نماز
تلفظ صحیح حروف در نماز
595 واژه برای اثبات نظام سیاسی اسلام و ولایت فقیه
برای توفیق خدمت رئیس جمهور منتخب دعا کنیم
[عناوین آرشیوشده]